می خوام یه سایت بهتون معرفی کنم که فوق العاده ست زوجهای جوون شما دانش آموزان و دانشجویان و مامان و باباهای مهربون حتماٌ ببینید ضرر نمی کنید شک ندارم
ولنتاین (روز عشق) ایرانی: جالب بدانید که این روز در تقویم جدید ایرانی دقیقا مصادف است با 29 بهمن، یعنی تنها 3 روز پس از والنتاین خارجی! این روز "سپندار مذگان" یا "اسفندار مذگان" نام داشته است. فلسفه بزرگداشتن این روز به عنوان "روز عشق" به این صورت بوده است که در ایران باستان هر ماه را سی روز حساب می کردند و علاوه بر اینکه ماه ها اسم داشتند، هریک از روزهای ماه نیز یک نام داشتند. بعنوان مثال روز اول "روز اهورا مزدا"، روز دوم، روز بهمن ( سلامت، اندیشه) که نخستین صفت خداوند است، روز سوم اردیبهشت یعنی "بهترین راستی و پاکی" که باز از صفات خداوند است، روز چهارم شهریور یعنی "شاهی و فرمانروایی آرمانی" که خاص خداوند است و روز پنجم "سپندار مذ" بوده است. سپندار مذ لقب ملی زمین است. یعنی گستراننده، مقدس، فروتن. زمین نماد عشق است چون با فروتنی، تواضع و گذشت به همه عشق می ورزد. زشت و زیبا را به یک چشم می نگرد و همه را چون مادری در دامان پر مهر خود امان می دهد. به همین دلیل در فرهنگ باستان اسپندار مذگان را بعنوان نماد عشق می پنداشتند. در هر ماه، یک بار، نام روز و ماه یکی می شده است که در همان روز که نامش با نام ماه مقارن می شد، جشنی ترتیب می دادند متناسب با نام آن روز و ماه. مثلا شانزدهمین روز هر ماه مهر نام داشت و که در ماه مهر، "مهرگان" لقب می گرفت. همین طور روز پنجم هر ماه سپندار مذ یا اسفندار مذ نام داشت که در ماه دوازدهم سال که آن هم اسفندار مذ نام داشت، جشنی با همین عنوان می گرفتند. فلش عاشقم من، عاشقی بی قرارم... سوی چشمانم را فرو کُش؛ می توانم ببینمت!

سپندار مذگان جشن زمین و گرامی داشت عشق است که هر دو در کنار هم معنا پیدا می کردند. در این روز زنان به شوهران خود با محبت هدیه می دادند. مردان نیز زنان و دختران را بر تخت شاهی نشانده، به آنها هدیه داده و از آنها اطاعت می کردند.
گوش هایم را ببُر؛ می توانم بشنومت،
و بی پا می توانم به سویت بپویم،
و بی دهان نیز می توانم بخوانمت..
بازوهایم را ببُر، تنگ در برت می گیرم؛
با دلم، چنان که با دستانم،
قلبم را از تپیدن باز آر ، مغزم خواهد تپید،
و اگر در مغزم آتش افکنی
تو را در خونم با خود خواهم بُرد..
// راینر ماریا ریلکه
| پکتین | ۱۰ گرم |
| پودر تارتار | ۱۰ گرم |
| گلوکز مایع | ۱۰۰ گرم |
| شکر | ۴۵۰ گرم |
| آب | ۵۰۰ میلی لیتر |
| شکر اضافی | ۱۲ گرم |
| اسانس دلخواه و رنگ مجاز | به میزان لازم |
طرز تهیه:
ابتدا پکتین را همراه ۴۵۰ گرم شکر کاملا مخلوط کرده و همراه آب روی حرارت قرار می دهیم تا کاملا شکر در آن حل شود.
سپس گلوکز مایع را به مواد روی حرارت می افزاییم. بعد از چند دقیقه پودر تارتار را در کمی آب سرد حل کرده و به باقی مواد اضافه می کنیم و اجازه می دهیم تا مواد به جوش آید و غلیظ شود. برای تعیین غلظت می توانیم مقداری از مواد را در یک ظرف بریزیم. اگر مواد سریعا بسته شد، یعنی غلیظ شده است.
در این مرحله چند قطره اسانس به همراه رنگ دلخواه را می افزاییم.
سپس در سینی تقریبا گودی که سطح آن را با شکر نم دار( مخلوط شکر با کمی آب ) پوشانده ایم ، می ریزیم و با قالب مخصوص آن را قالب می زنیم.
بعد از این در فر قرار می دهیم و دوباره روی سطح پاستیل ها را با شکر نم دار می پوشانیم.
۳۰ دقیقه صبر می کنیم تا پاستیل ها آماده شود.
سلام می خوام شما رو با یک سایت فوق العاده درآمدزا آشنا کنم
سایتی که حتی بعد از عضو شدن و قطع رابطه با اون می تونید
درآمدی مادام العمر داشته باشید
روی لینک زیر کلیک کنید و عضو بشید شک نکنید چون به شما
این اطمینان رو می دم که ضرر نمی کنید
پلیوری بادوام با طرحی زیبا و جذاب و بافتی بی نظیر مناسب برای سنین 6 تا 9سال
قیمت : 24300 تومان
ادامه توضیحات: "پلیوری بادوام با طرحی زیبا و جذاب و بافتی بی نظیر مناسب برای سنین 6 تا 9سال با مارک ice land برای زیبا تر شدن کودک دلبند شما
http://www.frotel.com/picture/1340-30.jpg
بسیاری از افراد عادت به تخلیه موم گوش خود دارند، این در حالی است که این ماده نیز به نوبه خود به سلامت بدن کمک میکند و تخلیه غیراصولی آن درد، خارش،شنیدن صدای زنگ در گوش و حتی کاهش شنوایی را در پی دارد.
به گزارش سلامت نیوز، موم گوش به وسیله مخلوطی از ترشحات غددی که در سراسر مجرای گوش قرار دارد، به اضافه مقداری سلول پوستی ورقه شده و تعدادی مو شکل میگیرد. خود این ماده به عنوان عاملی موثر جهت شستشوی گوش عمل میکند و بهعلاوه محافظ بخشهای حساس مجرای گوش است و به نوعی مجرا را روان و چرب میکند.
به طور طبیعی مقدار بیش از اندازه این ماده به طور خودکار و بدون دخالت فرد، به کمک حرکات آروارهای به سمت جلو حرکت کرده و از مجرا خارج میشود و این زمانی است که میتوان این خردههای بیرون زده را به طور کامل تخلیه کرد. اما به شدت توصیه میشود که خود فرد به جستجوی این مواد زاید اقدام نکند و فقط آن مقداری که به طور خود به خود بیرون زده را پاک کند.
البته باید گفت که اگر چه این ماده برای سلامت گوش خوب است ولی مقدار زیاد آن میتواند دردسرساز باشد.
اما چگونه میتوان مقدار اضافی این ماده را تخلیه کرد؟ تنها راه ممکن شستشوی گوش با آب است تا به این ترتیب موم اضافی تخلیه شود.
همچنین توصیه میشود که پزشکان از بیمار خود راجع به سابقه یا پیشینه موم گوش خود سوال کنند. افرادی که از وسایل کمکی برای شنیدن استفاده میکنند باید به طور مرتب برای معاینه گوش و افزایش تدریجی موم گوش مراجعه کنند. این امر به حفظ عملکرد صحیح وسیله کمکی برای شنوایی کمک میکند.
توصیه میشود که فرد شخصا به کمک گوش پاک کن یا هر وسیله دیگر اقدام به زدودن موم اضافی نکند. افرادی که مستعد گرفتگی ناشی از موم گوش هستند باید هر ۶ تا ۱۲ ماه یکبار برای شستشو مراجعه کنند. عوارض ناشی از گرفتگی موم گوش میتواند دردناک و پیشرونده باشد و باعث عفونت و از دست دادن شنوایی شود.
تفاوتی که بین دندان های شیر و دندان های دائمی وجود دارد بدین ترتیب است:
دندان های دائمی دارای مینای و ساختار متفاوت تری نسبت به دندان های شیری هستند.این تفاوت اساسی با بالاتر رفتن سن و رشد دندان های بیشتر بروز می کند،هم چنین مسئله ی مهمی که در مورد دندان های پیش می آید در رابطه با طرز نگهداری و مواظبت آنهاست.اگر به درستی از دندانهایتان مواظبت نکنید باعث می شود که مینای دندان هایتان به مرور زمان باریک شده و از بین بروند.
* به عاج های دندان تان نیز باید اهمیت بدهید.زیرا عاج های دندان نیز نقش بسیار مهمی را در استحکام و پایداری دندان ایفا می کنند.عاج های دندان نقش مستقیمی در سفیدی و درخشندگی دندان های شما دارند.
آیا شما می خواهید دندان های سفیدی داشته باشید یا اینکه دندان های تان براق باشند؟
تفاوت جزیی اما مهمی بین دندانهای سفید و دندان های براق وجود دارد.بسیاری از افراد از مواد سفید کننده یا پودر های سفید کننده دندان استفاده می کنند به امید اینکه دندان های شان براق شوند.
عواملی که باعث می شود دندان های شما براق شود بدین ترتیب می باشد:
*استفاده مرتب و مداوم از مسواک .
*هیچ گاه مسواک را بر روی لثه های خود نکشید زیرا باعث می شود که لثه های تان از بین رود و هنگامی که لثه از بین رود،دندان دیگر پایه و جایگاهی برای حفظ خود ندارد.
*بعضی از افراد نحوه ی صحیح مسواک زدن را نمی دانند.به همین دلیل ممکن است نا آگاهانه مینای دندان شان را از بین ببرند.نحوه ی صحیح درست مسواک زدن را از دندانپزشک خود بیاموزید.
*اگر از مینای و عاج دندان تان به خوبی مراقبت کنید،بعد از مدتی،از سفیدی و شفافیت دندان های تان متحیر خواهید شد.
*بسیاری از افراد با جرم گیری مداوم و مرتب،دندان های شان را براق و تمیز می کنند.اما مراجعه های متعدد نزد دندانپزشک برای جرم گیری،باعث می شود که مینای دندان هایتان مقاومت خود را از دست بدهد.
*افرادی که به وفور از چای،قهوه استفاده می کنند باعث می شود که دندان هایشان رنگ زردی را به حود بگیرد،زیرا این مایعاتی که میل می کنید دارای رنگ موثری برای تغییر سطح دندان شما هستند.
*کیک های بسیار شیرین را نخورید یا اگر از این کیک های میل می کنید،بعد از خوردن از مسواک استفاده کنید.زیرا کیک های که خیلی شیرین هستند دشمن اصلی دندان هستند.
واقعبین باشید – خانم ها خیلی بهتر از آقایون می دانند که چطور دیگران را به خود جذب کنند.
اشکال از ما نیست. خانم ها سالهای زیادی را صرف این کرده اند که به چشم دیگران بیایند. آنها تجربه های زیادی از تلاش برای علاقه مند کردن آقایون به خودشان داشته اند. به عبارت دیگر: آنها تمرین داشته اند.
خانم ها رمز و راز جاذبه را می دانند
اما نکته خنده دار درمورد جاذبه این است که آقایون هم می توانند رمز و راز آنرا یاد بگیرند و به نتیجه ای که می خواهند دست پیدا کنند.
حالا 10 راز مهم جاذبه را برایتان عنوان می کنیم.
راز 1: بدانید که چه می خواهید
خیلی از مردها این مشکل را دارند که فقط به همان چیزی که عایدشان می شود راضی می شوند. اما خانم ها معمولاً خواستگاران بیشتری دارند به همین خاطر می توانند در انتخاب خود سخت گیر تر باشند.
وقتی بدانید که از طرف مقابل خود چه می خواهید، نه تنها کاندیدهای احتمالی را بررسی می کنید بلکه قطعیت بیشتری هم در کارتان دارید.
با این کار نشان می دهید که ناامید و بیچاره نیستید. و این شما هستید که قدرت دارید و انتخاب به عهده شماست. و وقتی قدرت دست شما باشد، این طرف مقابلتان است که دنبالتان می افتد.
راز 2: باارزش باشید
اینکه کسی دنبالتان بیفتد یعنی در نظر دیگران ارزش خاصی دارید. آنها شما را می خواهند، به هر دلیلی و این دیگر کار آنهاست که تلاش کنند و شما را به دست بیاورند.
برای اینکه این اتفاق بیفتد، باید ارزش خاصی برای خودتان قائل شوید. باید خودتان احساس کنید که ارزش این را دارید که دیگران دنبالتان بیفتند و با رفتارهایتان باید این مسئله را به دیگران بفهمانید.
دخترها معمولاً خیلی مردها را دور و بر خود دارند که سعی می کنند او را تحت تاثیر قرار دهند. اما خودشان فقط می خواهند کسی را تحت تاثیر قرار دهند که مثل خودشان باشد.
راز 3: خوب لباس بپوشید
خانم ها اهمیت زیادی برای ظاهر خود قائل هستند. این یکی از دلایل مهمی است که می توانند خیلی راحت توجه هر مردی را به خود جلب کنند.
خانم ها این را می دانند که لباس پوشیدنشان می تواند باعث شود به چشم دیگران برسند. درواقع، چون خیلی از مد سر در می آورند راحت می توانند طریقه لباس پوشیدن شما را وارسی کنند.
مردی که می داند چطور باید خوب لباس بپوشد معمولاً مورد توجه خانم ها قرار می گیرد. اما دلیل آن فقط این نیست که ظاهر خوبی دارد، بلکه بااین کار خود نشان می دهد که از اهمیت ظاهر برای خانم ها آگاه است.
راز 4: خوشبو باشید
بیشتر اوقات مردها حس بویایی را فراموش می کنند و یادشان می رود که از عطر و افترشیو استفاده کنند. اما خانم ها می دانند که اگر بخواهید کسی را به سمت خود جذب کنید، باید نظر همه حواس بدن را به خود جلب کنید.
به عطرهایی فکر کنید که خانم ها استفاده می کنند و شما را دیوانه می کند، آنوقت می فهمید که بو چقدر می تواند اهمیت داشته باشد.
استفاده از عطرهای خوشبو در مواجهه با خانمها، حضور شما را پررنگ تر می کند.
راز 5: جالب توجه باشید
باوجود همه ویژگی های ظاهری که در جذب کردن دیگران موثر است، فقط ظاهر خوب خیلی زود تکراری خواهد شد. به همین خاطر است که داشتن شخصیتی جالب اهمیت زیادی دارد.
جالب بودن یعنی بدانید با چه کسی درمورد چه موضوعاتی حرف بزنید که نظر او را جلب کند. باید درمورد وقایع روز، موسیقی، هنر و فرهنگ و هر چیز دیگری که خانم ها را سرگرم کند اطلاعات داشته باشید.
اما علاوه بر اینکه بدانید درمورد جه صحبت کنید، باید بتوانید به حرفهای طرف مقابل هم گوش دهید.
راز 6: کارهای غیرمنتظره انجام دهید
انجام کاری که از شما انتظار نمی رود می تواند در طرف مقابل هیجان ایجاد کند و باعث شود از کنار شما بودن لذت ببرند.
البته نباید کارهای غیرمنتظره مضحک انجام دهید. مثلاً یکدفعه بلند فحش بدهید یا کار مسخره دیگری مثل این انجام دهید.
باید برخلاف انتظار دیگران باشید. مثلاً به جای اینکه از ظاهر یک خانم تعریف کنید، درمورد هوش و ذکاوتش تعریف کنید. مطمئناً افراد کمی تابحال دراین مورد از او تعریف کرده اند و این کارتان شما را از بقیه جدا میکند.
راز 7: هم گرم باشید هم سرد
برای جذب کردن باید احساسات را تحریک کنید. بدون احساس، جاذبه غیرممکن است.
اما زیاد بودن یک احساس درست به اندازه بی احساس بودن بد است. وقتی همیشه خوب باشید یا همیشه بد باشید، از کسی که می خواهید دورتان میکند.
وقتی احساسات گرم و سرد را به تناسب داشته باشید، یک ترن هوایی احساسی می سازید که همه چیز رابرای فرد مقابلتان جالب و جذاب می کند.
خانم ها خودشان همیشه همین کار را می کنند. یک روز آنقدر خوب رفتار می کنند که خودشان را به شما علاقه مند نشان می دهند که بهترین احساس را عایدتان می کند، یک روز هم نادیده تان می گیرند و باعث می شود حس بدی پیدا کنید.
این ایجاد تغییر بین احساسات خوب و بد باعث می شود طرفشان به آنها جذب شود. مردها هم می توانند همین کار را بکنند.
راز 8: سخت تلاش کنید تا به دست آورید
هیچکس هیچوقت برای چیزی که آسان به دست بیاورد ارزش قائل نمی شود. خانم ها این را بهتر از هر کس دیگری می دانند. اگر خیلی راحت جلوه کنند این امکان وجود دارد که مرد خیلی زود آنها را ترک کند.
وقتی تلاش کنید تا آنچه که می خواهید را به دست آورید باعث می شود برای نتیجه ای که عایدتان می شود ارزش بیشتری قائل باشید.
راز 9: ماجراجو باشید
ماجراجو بودن با انجام کارهای غیرمنتظره فرق دارد. ماجراجویی یعنی گذشتن از مرزها و انجام کارهای جدید و غیرعادی است.
زن های ماجراجو مردها را به سمت خود جذب می کنند. آنها باعث می شوند با بودن کنار آن دختر احساس سرزندگی بیشتری کنند.
این برای مردها هم صدق می کند. یک مرد ماجراجو خیلی راحت می تواند دخترها را به سمت خود جلب کند.
راز 10: از جنسیت خود استفاده کنید
خانم ها می دانند که سکسی بودن و استفاده از جنسیتشان ابزاری بسیار مهم در جذب مردان است. اما مردها هیچوقت نمی دانند چطور باید سکسی باشند.
مردها تمایلات جنسی را با خانم ها در ارتباط می دانند چون فقط به این صورت است که مفهوم سکس را درک می کنند. اما مردها هم می توانند سکسی باشند و در این صورت هر زنی که بخواهند را می توانند به سمت خود جذب کنند.
تفاوت اینجا این است که اگر مردها بخواهند سکسی باشند باید مردانه رفتار کنند. باید بهترین خصوصیات مردانه را که خانم ها را تحریکمی کند از خود نشان دهند.
استفاده از جنسیتتان یعنی قوی باشید، شجاع باشید، خشن باشید و بگذارید که انرژی مردانه از شما منعکس شود.
هرچه بیشتر بتوانید از جنسیتتان استفاده کنید، خانم ها بیشتر به شما جواب می دهند.
می پرسید ما از کجا این رازها را می دانیم؟ خیلی ساده است:
خانم ها خودشان همیشه اینها را برایمان می گویند
خوانندگان ما با ایمیل هایی که می زنند همه حرفهایشان را با ما درمیان می گذارند. خود خانم ها بارها و بارها این حرف ها را به ما گفته اند و ما اینها را یکجا جمع کرده ایم و در اختیار شما قرار داده ایم.
مطمئن باشید که این کارها بی بُر و برگرد جواب می دهد. هرچه که باشد خانم ها خیلی بیشتر از شما از قوانین جاذبه اطلاع دارند.
چیزی برای از دست دادن ندارید. پس از همین امروز شروع کنید.
جویدن آدامس هنگام خرد کردن پیاز مانع از اشک ریزی شما می شود.
ـ اثر لب و زبان هر کس همانند اثر انگشت آن منحصر به فرد است.
ـ رشد کودک در بهار بیشتر است.
ـ ۸ دقیقه و ۱۷ ثانیه طول می کشد تا نور خورشید به زمین برسد.
ـ ظروف پلاستیکی تقریباً ۵۰۰۰۰سال در برابر تجزیه مقاومند.
ـ تنها قسمتی از بدن که خون ندارد قرنیه چشم است.
ـ شترمرغ در ۳ دقیقه ۹۵ لیتر آب می خورد.
ـ حس بویایی مورچه با حس بویایی سگ برابری می کند.
ـ کرم های ابریشم در ۵۶ روز ۸۶ برابر خود غذا می خورند.
ـ زمان بارداری فیل به دو سال می رسد.
در یک سانتی متری پوست شما ۱۲ متر عصب و ۴ متر رگ و مویرگ است.
ـ شدیدترین نعره ها متعلق به وال ها است که برابر با صدای موتور جت است.
ـ وقتی یک نوزاد در حال گریه است با صدای ش....ش.... شما آرام می شود به این دلیل که صدای آبی که اطراف نوزاد در شکم مادر است را برایش تداعی می کند، در ضمن این یکی ازدلایلی است که چرا صدای ساحل دریا به انسان آرامش می دهد.
ـ دلفین ها همانند گرگ ها هنگان خواب چشم هایشان را باز می گذارند.
ـ با نگاه کردن به گوش حیوانات می توانیم به تخم گذار بودن یا بچه زا بودن آنها پی ببریم. بدین صورت که تخم گذاران گوششان ناپیدا و بچه زایان گوششان نمایان است، تنها یک اسثتنا وجود دارد آن هم نوعی افعی است که بچه زاست اما گوشش دقیق پیدا نیست.
ـ بیشتر سردردهای معمولی از کم نوشیدن آب است.
ـ انسان امروزی به طور متوسط ۶ سال از عمر خود را تلویزیون نگاه می کند و ۶ سال را صرف غذا خوردن می کند و یک سوم را می خوابد.
ـ موش دو پای آفریقایی از میدان دید ۳۶۰ درجه برخوردار است.
ـ مغز انسان تنها ۲ درصد از وزن انسان را تشکیل می دهد ولی ۲۵ درصد اکسیژن دریافتی بدن را به تنهایی مصرف می کند.
- سرعت عطسه یک انسان برابر است با 160 کیلومتر در ساعت
- آب دریا بهترین ماسک صورت است !
- چشم انسان معادل یک دوربین 135 مگا پیکسل عمل می کند !
- 90% سم مار از پروتئین تشکیل شده است !
- مغز در هنگام خواب فعالتر از وقتی است که تلویزیون می بینید !
- جوانان هندی شادترین و ژاپنی ها افسرده ترین های جهان هستند !
- قوه چشایی پروانه در پاهای آن تعبیه شده است !
|
بوسه عطریست که از یک گل معطر متصاعد می شود و می توان گفت بوسه زبان عشق است و یا اینکه بوسه ارمغان و هدیه عشق است به آنچه که ما عشق می ورزیم و به آن احترام و علاقه قائلیم! |
|
ترجیح می دهم با کفشهایم در خیابان راه بروم و به خدا فکر کنم تا این
|
روانشناسان دانشگاه کالیفرنیا اعلام کردند بدن انسان...
محققان دانشگاه کالیفرنیا با کشف ژنی که میان دردهای فیزیکی و ذهنی انسان ارتباط برقرار میکند اعلام کردند شکستهای احساسی و یا عدم پذیرش اجتماعی یا به بیان عامیانه دل شکستگی به معنی واقعی در بدن انسان درد فیزیکی به وجود میآورند.
محققان موفق به کشف ارتباط ژنتیکی میان درد فیزیکی و شکستهای اجتماعی شدند این به آن معنی است که قطع ارتباط عاطفی میان افراد یا دل شکستگی به معنی واقعی دردناک است.
روانشناسان دانشگاه کالیفرنیا اعلام کردند بدن انسان دارای ژنی است که میتواند حساسیت دردهای فیزیکی را به حساسیت دردهای اجتماعی ارتباط دهد. این یافته در راستای نظریه مشهوری است که معتقد است پس خوردگی یا عدم پذیرفته شدن در اجتماع دردناک است و در بدن انسان درد فیزیکی ایجاد میکند.
این ژن تنظیم اصلی ترین بخش تسکین درد در بدن انسان به نام Mu-Opioid را که با دردهای تجربیات دردناک اجتماعی نیز درگیر است به عهده دارد. مطالعات جدید نشان میدهد تنوع میان ژن گیرنده های Mu-Opioid با نام OPRM1 که اغلب با دردهای فیزیکی در ارتباطند به میزان درد اجتماعی و ذهنی که فرد در هنگام عدم پذیرش یا شکست عاطفی تحمل میکند نیز ارتباط دارد.
این ژن در افراد مختلف متفاوت بوده و نوعی نادر از آن باعث افزیش حساسیت فرد در برابر پس زده شدن در اجتماع و بروز تجربه افسردگی در وی خواهد شد. محققان به منظور بررسی نوع ژن موجود در بدن نمونه های بزاق 122 داوطلب را جمع آوری کرده و میزان حساسیت این افراد را در برابر دردهای اجتماعی و فیزیکی به دو شیوه مورد آزمایش قرار دادند.
نتیجه آزمایشها نشان داد افرادی که نسبت به دردهای فیزیکی بسیار حساس بوده از نوعی خاص از ژن OPRM1 برخوردار بودند در هنگام آزمایشهایی که برای آنها به صورت آزمایشگاهی حس شکست یا عدم پذیرش را به وجود میآورد، در برابر عدم پذیرش از خود حساسیت بسیار بالاتری نشان داده و در عین حال فعالیت بخشی از مغز این افراد که با دردهای اجتماعی در ارتباط است افزایش پیدا کرده است.
بر اساس گزارش تلگراف، این اولین باری است که ارتباط ژنتیکی میان دردهای فیزیکی و ذهنی به این شکل به اثبات میرسد. به گفته محققان به دلیل اینکه ارتباطات اجتماعی در زندگی انسان از اهمیت بسیار بالایی برخوردارند، درک احساس درد از نداشتن چنین ارتباطی میتواند انگیزه ای محکم برای حفظ ارتباطات اجتماعی فرد به شمار رود
همیشه وقتی که میخواهیم با یک فرد جدید یا دوستی که از طریق اینترنت با وی آشنا شدهایم برای اولین بار قرار ملاقات حضوری بگذاریم، بیشتر از اوقات دیگر به سر و وضع خود میرسیم. این قضیه در مراسم پیش از ازدواج و جلسۀ اول خواستگاری بیشتر مشهود است. همچنین در مورد استادان و معلمانی که برای اولین در کلاسها حاضر میشوند و تمام تلاششان در این است که با همان برخورد اول نظر دانشجویان و دانشآموزان را به خود جلب نمایند.
برخورد اول در برقراری دوستیها و ارتباطات بسیار موثر بوده و نقش اساسی در پایداری ارتباط دارد. بسیاری از ما این قضیه را زیاد مهم تلقی نکرده و گاهی اوقات در همان برخورد اول تاثیر منفی بر روی مخاطب خود گذاشته و باعث میشویم که وی برای آخرین بار با ما ملاقات حضوری داشته باشد.
این تصویر را مشاهده فرمایید :
احتمالا دراینجا شما تصور میکنید که این نیم تنۀ یک موتور سوار ورزشکار است که با سرعت زیاد در حال حرکت در اتوبان است و لباسهایی جذاب داشته و موتور او بسیار گران است اما شما در برخورد اول وی را چنین دیدید و در واقع در برخورد اول او خود را به شما چنین نشان داد. (ادامۀ تصویر در آخر این متن است)
چه کنیم تا برخورد اول باعث برقراری پیوند مستحکم ارتباط شود؟
راههای زیادی وجود دارد که هر کسی بر اساس تجربیات خودش آنها را در نظر دارد اما چند راه اساسی هست که برای همه موثر واقع شده و تابحال امتحان خود را پس داده است. از آن جمله میتوان به موارد زیر اشاره نمود :
۱ - وقت مخاطب را محترم شمردن و دقیقا سر وقت در محل قرار حاضر شدن
۲ - رعایت نظافت شخصی و مرتب بودن سر و وضع
۳ - داشتن وضع ظاهری آراسته و مرتب و منظم (بسته به سلیقۀ هر فرد : اسپرت یا کلاسیک)
۴ - صحبت کردن اصولی و بدون من من کردن و همچنین رعایت اصل “من شنوندۀ خوبی هستم”
۵ - دست دادن در حد استاندارد، رعایت فاصلۀ مناسب، عدم روبوسی در هر شرایطی (وجود آنفلوآنزا، عدم وجود آنفلوآنزا)
۶ - کنار گذاشتن تعارفات غیرمعقول
۷ - دعوت از مخاطب جهت صرف یک نوشیدنی یا نهار و شام (با هزینۀ خودمان)
۸ - عدم توجه به اشتباهات لپی فرد مقابل
۹ - شوخی نکردن زیاد اما شوخ طبع بودن به اندازه
۱۰ - جدی نبودن زیاد اما کمی محکم بودن
همچنین باید همیشه با خود گمان کنیم که مخاطب ما فردی محترم، با ادب، با شخصیت و دارای سجایای اخلاقی است. یعنی این پیش برداشت را از شخصیت مخاطب خود داشته باشیم زیرا خودبخود باعث سوق دادن رفتار ما به سمت احترام به فرد مقابل میشود.
نکتۀ مهم : زبان اعضای بدن
در اینکه بدن ما خودبخود با مخاطب صحبت میکند شکی نیست اما چه کنیم تا بدنمان حرفهای خوبی به مخاطب بزند؟ (!)
حرکات زیاد دست، متقاطع کردن پاها، تکان دادن زیاد سر چه به معنی موافقت و چه مخالفت، بازی کردن با انگشتان، بازی کردن با اعضا و جوارح دیگر بدن، بازی با لباسها از جمله دکمهها و یقه، حرکات زیاد صندلی، صندلی را تا نیمه بلند کردن، لم دادن زیاد، صاف نشستن شدید، به یک نقطه خیره شدن، سیگار کشیدن، بینی را با دستمال گرفتن و بسیاری موارد دیگر، همه و همه تاثیرات منفی و در نتیجه برداشت منفی مخاطب را بدنبال خواهد داشت.
همچنین داشتن یک لبخند ملیح بر لبها میتواند تا ۷ برابر بیشتر از حالت معمولی باعث جذب مخاطب شود. بلند شدن و ایستادن کامل در مقابل مخاطب نیز یکی دیگر از زبان اعضای بدن است (البته در ایران و برخی کشورهای آسیایی).
ناخنها و دندانها با مخاطب حرف میزنند
ناخنهای زیبا، اصلاح شده، تمیز و سوهان شده (برای خانمها) و دورگیری شده (برای آقایان) تاثیر بسیار ژرفی در دیدار اول دارد. شخصی که دارای ناخنهای بلند یا کثیف و چه بسا هر دو باشد، در همان لحظۀ اول باعث چندش مخاطب خود شده و وی را از خود طرد مینماید. تمیز کردن زیر ناخنها در حین صحبت، بازی با آنها و … نیز باعث برداشت منفی مخاطب میشود. ناخنهای پا نیز بسیار تاثیرگذار است. با خود تصور کنید فردی با صندل یا دمپایی و ناخنهایی با کمی سیاهی در زیر آنها و بخصوص کمی بلند. واقعا چندش آور است. ضمنا ناخنهای لاک خورده با رنگهای عجیب و غریب نیز به نظر من عامل جذب مخاطب نخواهد بود. در مورد دندانها، به همان اندازه که ناخنها مهم هستند، دوبرابر آن دندانها تاثیرگذارند. نیاز به توضیح اضافی نیست اما دندانهایی سفید را در مقابل دندانهایی زرد با قطعاتی غذا مقایسه کنید.
قرار در اتومبیل است؟ اتومبیل بخشی از لباس ماست!
نظافت ظاهری اتومبیل بسیار مهم است. اگر قرارمان در داخل اتومبیل شخصی است و یا اینکه میخواهیم در اتومبیل با هم صحبت کرده و با مخاطب خود در داخل شهر گشتی بزنیم، الزامی است که اتومبیل خود را و بخصوص داشبورد و صندلیهای انرا کاملا تمیز کرده و از خوشبوکننده استفاده کنیم. در صورتیکه در زیر پاها آشغال یا پوست میوه ریخته است، آنها را جمع کنیم (با توجه به اینکه ما هرگز آشغالها را از اتومبیل خود بیرون نمیریزیم) و نیز در صورتیکه اتومبیل سیستم تهویۀ مطبوع دارد، آنرا در دمای متعادل تنظیم نموده و شیشهها را ترجیحا بالا دهیم تا صحبتهای مخاطب خود را بهتر بشنویم و او نیز همچنین.
خوشبو باشیم، اما زننده نباشیم
برخی از افراد خیال میکنند که خوشبو بودن یعنی خالی کردن یک شیشه عطر بر روی لباس که این امر خود باعث نوعی برداشت نامناسب مخاطب از ما میشود. استفاده از عطر و ادکلن بسیار خوب است اما به اندازه. برای مثال یک لحظه فشردن دکمۀ فشاری عطر بیک برای ۲ ساعت کافی است. همچنین استفاده از مام (در صورتیکه تعریقمان زیاد است) خوب است. ضمنا دقت شود که خانمها اکثرا به بوهای گرم علاقمند بوده و آقایان به بوهای سرد.
کلمات تکراری = خستگی مخاطب
گفتن کلماتی تکراری (تکه کلام) به صورت اتوماتیک وار اشتباه است از جمله “به قول معروف - مثلا - فهمیدی؟ - متوجهی؟ - نگا کن - بروبابا - چیه - چی شده؟ و … ” که این کلمات علاوه بر بیاحترامی گاه به گاه به مخاطب، وی را خسته میکند.
هرکه هستیم باشیم، برخورد اول مهم است
این مهم نیست که ما چه کاره هستیم یا وضع مالی ما چطور است و یا اینکه خانۀ ما کجاست و خانوادۀ ما کیستند. مهم فقط برخورد اول است که میتواند یک فرد با موقعیت اجتماعی معمولی را بسیار بالاتر از آنچه که هست جلوه دهد.
_____
پانوشت :
یک ضرب المثل به زبان انگلیسی میگوید : You never get a second chance to make a first impression به این معنا که “شما هرگز شانس دیدار اول را برای دومین بار بدست نخواهید آورد”.
ارائۀ اخبار جدید به مخاطب خوب است اما ارائۀ راه حل برای مشکلات مخاطب تا قبل از پرسیدن نظر ما کار درستی نیست.
از بوسیدن و در برخی موارد لمس کردن کودک دیگران جلوگیری اکید شود.
از نظر دادن در مورد جزئیات ظاهر مخاطب جلوگیری شود.
سلام و احوالپرسی گرم بسیار مفید است.
______
پانوشت ۲ :
مراقب باشیم گول برخورد اولیها را نخوریم.
در اینجا ادامۀ تصویر بالا را مشاهده میفرمایید به همین راحتی میتوانیم تاثیر شگرفی در برخورد اول بگذاریم :
و این هم تصویر کامل از این شخص :
منبع: پورعلی.نت
عشق نیازمند اطمینان بخشی حاصل از نوازش است. اکثر دعواها اعتراض به عدم ارتباط احساسی است. در ناراحتی و سختی، زوج ها دوست دارند بدانند که طرفشان برای کمک کنارشان است.
من در رستوران والدینم بزرگ شدم که همیشه داستان های زیادی در آن اتفاق می افتاد. و همه این داستان ها—دعواها،اشک ها، ناراحتی ها—همه حول عشق می چرخیدند. حتی پدر و مادر خودم را هم می دیدم که عشقشان را به خاطر همدیگر نابود می کنند. از آن زمان به دنبال این بودم که ببینم عشق واقعاً چیست. مادرم آن را "5 دقیقه مضحک" تعریف می کرد. خیلی ها هم آنرا ادغام مرموز احساس و سکس تعریف می کردند، یا ترکیبی از شیفتگی و همراهی. اما مطمئناً خیلی بیشتر از این چیزهاست.
بینش شخصی من از تحقیق ها و مشاوره های گوناگون با بیش از هزار زوج طی 33 سال جمع آوری و اکنون با تحقیقات علمی ادغام شده است تا جایی که با جرات می توانم بگویم الان می دانم عشق چیست. پدیده ای کاملاً شهودی است اما چندان آشکار نیست: عشق، جستجویی مداوم برای یافتن ارتباطی بنیادی و مطمئن با کسی دیگر است. با این پیوند، زوج های عاشق از نظر احساسی به هم وابسته شده و نیازمند مراقبت، توجه و آرامش گرفتن از همدیگر هستند.
همه ما نیازمند برقراری ارتباط احساسی و پاسخدهی آن از طرف مقابل هستیم. این واکنش برای بقاء است درست مثل آن پیوند اطمینانی که کودک با مادر خود جستجو می کند. این مشاهده به نظریه وابستگی برمی گردد. شواهد زیادی نشان میدهد که نیاز به وابستگی مطمئن هیچوقت در انسان از بین نمی رود. این وابستگی در بزرگسالان به نیاز به برقراری ارتباط احساسی با همسر تبدیل می شود. مادر را تصور کنید که چطور با عشق به فرزند خود نگاه می کند، درست مثل دو عاشق که به چشمان هم خیره می شوند.
گرچه در فرهنگ ما وابستگی نوعی ضعف به شمار می رود اما واقعاً اینطور نیست. وابسته و دلبسته شدن به کسی بالاترین حس اطمینان و امنیت را به ما می دهد. این وابسته شدن یعنی هر زمان که بخواهید طرفتان با شما حرف بزند، بدانید که برای او اهمیت دارید، که مورد احترام او هستید و او به همه نیازهای احساسی شما پاسخ می دهد.
بزرگترین اصل در نظریه وابستگی این است که جدایی—نه فقط جدایی فیزیکی بلکه جدایی احساسی—برای انسانها وحشت آور است. مغز آن را یک خطر می شمارد.
داستان های عشقی که در بچگی هرشب می دیدم در رستوران اتفاق می افتد، همه درمورد ولع انسان به ارتباط احساسی بود. وقتی ما موفق شدیم با طرفمان ارتباط مطمئن بگیریم، آنوقت همه آزارها و ناراحتی هایی که به ما وارد می کند را می توانیم تحمل کنیم.
ارتباطات از هم گسیخته
در شروع هر رابطه، ارتباط بسیار شدید است اما با گذر زمان این شدت کاهش پیدا می کند. بعد زمان هایی می رسد که احساس می کنیم ارتباطمان گسسته شده است، و خیلی وقت ها دیگر نیازهایمان به وضوح ابراز نمی شوند. مرد ناراحت است و واقعاً می خواهد که به آرامش برسد اما زن او را تنها میگذارد به تصور اینکه او دنبال تنهایی است. در هیچ رابطه ای نمی توان از این لحظات فرار کرد. اگر می خواهید با کسی برقصید، مطمئناً یک جاهایی از رقص پیش می آید که پایتان روی پای هم برود.
اما از دست رفتن ارتباط با کسی که دوستش داریم، حس امنیت ما را هم به خطر می اندازد. حس عمیقی از ترس ما را فرامی گیرد. زنگ خطری در مرکز ترس مغز به صدا در می آید. وقتی این زنگ خطر فرستاده می شود، دیگر فکر نمی کنیم، عمل می کنیم. این تهدید ممکن است از دنیای بیرون باشد یا از دنیای درون خودمان. این درک و احساس خودمان است که به حساب می آید نه واقعیت موجود. اگر در موقع نیاز احساس طردشدگی کنیم، در شُرُف وحشت قرار می گیریم.
آنچه که بعد از آن لحظات از هم کسیختگی ارتباط انجام می دهیم تاثیری عمیق بر شکل رابطه ما خواهد داشت. آیا می توانید برگردید و ارتباط را دوباره برقرار کنید؟ اگر نمی توانید، از این به بعد دعواها و مشاجره ها شروع خواهد شد و حس بسیار بدی از تنهایی احساسی به سراغتان خواهد آمد. رابطه تان دیگر محیطی امن برای شما نخواهد بود. دیگر تردید خواهید داشت که طرفتان همیشه کنارتان است و برایتان ارزش قائل است.
زوجی را تصور کنید که اولین فرزندشان به دنیا می آید. بچه دار شدن تجربه ای بسیار استرس زا است اما دقیقاً در زمانی اتفاق می افتد که احساس ترس از وابستگی و نیاز افراد بسیار قوی است. مرد ممکن است پیش خود تصور کند، "بااینکه می دانم غلط است اما احساس می کنم که زنم را از دست داده و جای آن این بچه نصیبم شده است." و زن هم ممکن است تصور کند، "وقتی باردار بودم احساس شکنندگی شدید داشتم، از این بچه کوچک مراقبت می کردم و فقط به استراحت و آرامش بیشتری نیاز داشتم اما همسرم همیشه سرش به کار گرم بود." قصد و نیت آنها خوب است—زن از بچه مراقبت می کند و مرد هم سخت تلاش می کند تا بتواند پشتوانه خوبی برای خانواده جدید خود باشد-- اما نتوانستند آنچه که واقعاً نیاز داشتند را به همدیگر بدهند.
یا مردی را تصور کنید که در کارش متوسط جلومی رود اما همسرش به سرعت در حال پیشرفت در کار خود می باشد. زن ساعت ها طولانی را روی پروژه های جالب می گذراند درحالیکه مرد هیچ محبت، مراقبت، توجه و حتی سکسی دریافت نمی کند. هر شب مجوبر است تنها در تحتخواب دراز کشیده منتظر او بماند، از اینکه اینقدر به او نیاز دارد احساس حماقت و همچنین عصبانیت کند و زن هیچوقت نبیند که چقدر غیابش بر مرد تاثیر منفی دارد.
اما ما هیچوقت درمورد این تعارض ها به عنوان نیازهای عمیق وابستگی یاد نمی کنیم. همیشه درمورد احساسات ظاهری، عصبانیت یا بی تفاوتی حرف می زنیم و دیگری را متهم می کنیم. هرکدام از طرفین به گوشه ای می خزد و ابراز احساسات، نیازها و گرفتن اطمینان دوباره از هم، برای هر دو طرف سخت تر و سخت تر می شود.
خانم ها معمولاً نسبت به آقایون در تشخیص اولین علائم گسستگی ارتباط حساس تر هستند و واکنش آنها شروع آن چیزی است که من آن را رقص قطع ارتباط می نامم. آنها سعی می کنند که همسرانشان را وادار به واکنشی آرامش بخش کنند اما آنرا به طریقی انجام می دهند که نیاز اصلیشان هیچوقت برآورده نمی شود—همسرانشان را متهم می کنند که در یک زمینه خاص خوب عمل نکرده است.
از طرف دیگر مردها آموخته اند که واکنش ها و نیازهای احساسی خود را سرکوب کنند و این باعث می شود که از مشاجره فرار کنند. اما عصبانیت زن و عقب کشیدن مرد بر آنچه که در درون آنها است سرپوش می گذارد—نیاز به ارتباط که اکنون با ناراحتی، خجالت و از همه اینها بیشتر، ترس عجین شده است.
خیلی اوقات آنچه اکثر زوج ها نمی بینند این است که اکثر مشاجرات اعتراض به عدم ارتباط است. پشت همه آن ناراحتی ها، زوج ها عمیقاً دوست دارند بدانند که همسرشان در کنار آنها است، به آنها نیاز دارد یا نه و آیا می تواند به آنها اتکاء کند؟
ترمیم پیوندها
سالها روانشناسان و مشاوران سعی بر این داشتند که مشاجرات و دعواهای زوج ها را با آموزش مهارت های حل مشکل به آنها برطرف کنند. اما این درست مثل دادن کلینکس برای سرماخوردگی است. این راهکار مسائل مربوط به وابستگی را نادیده می گیرد. مشکل از دیدگاه وابستگی، فاصله احساسی است.
آنچه برای افراد خسته کننده و زجرآور است این است که نمی دانند که چطور فاصله احساسی را از بین ببرند. گاهی اوقات در محل کار، مردها به من می گویند، "من هر کاری که باعث شود همسرم مطمئن شود که برایم اهمیت دارد را انجام می دهم. درآمد خوبی خانه می آورم، در کارهای خانه به او کمک می کنم، مشکلات را حل می کنم و شیطنت هم نمی کنم. اما چرا هیچکدام از این کارها به چشم همسرم نمی آید و همه آنچه که برای او مهم است که است که درمورد مسائل احساسی با هم حرف بزنیم و عشق بازی کنیم؟" جواب من به آنها این است، "چون ما زن ها اینطور ساخته شده ایم. ما به کسی نیاز داریم که توجه واقعی به ما نشان دهد و محکم در آغوشمان بگیرد. فراموش کرده ای که تو هم به آن نیاز داری؟"
ناامید شدن همیشه بخشی از زندگی زناشویی است. اما همیشه این خودتان هستید که انتخاب می کنید، چطور با آن برخورد کنید. آیا حالت تدافعی می گیرید، با ترس رفتار می کنید یا با درک و فهم؟ تصور کنید همسرتان می گوید، "امشب حس سکس ندارم" شما می توانید یک نفس عمیق بکشید و به این فکر کنید که چقدر دوستتان دارد و بگویید، "اِ، این خیلی بده چون من واقعاً می خواستم." یااینکه با طعنه بگویید، "باشه! پس دیگه هیچوقت سکس نخواهیم داشت، درسته؟" البته وقتی آن وحشت به دلتان می افتد و احساساتتان قَلَیان می کند، شاید احساس کنید که چاره دیگری ندارد. اما می توانید با خودتان فکر کنید، "اینجا چه اتفاقی می افتد؟ من دارم داد می زنم. اما از درون واقعاً احساس حقارت می کنم." بعد می توانید به همسرتان بگویید، "من واقعاً ترسیدم، احساس ناراحتی می کنم". اگر با این روش پاسخ دهید و دنبال برقراری دوباره ارتباط باشید، می توانید امیدوار باشید که همسرتان هم در پی همین است. این همان بخش رابطه است که به کمی ذکاوت نیاز دارد: اینکه رقص را تغییر دهید. هر دو طرف باید قدم هایشان را تغییر دهند. اولین قدم بزرگ این است که خیلی ساده نیاز خود به وابستگی را قبول کنید و از آن خجالت نکشید. این مسئله درمورد افراد مجرد هم صدق می کند. افراد مجرد ممکن است بگویند، "من افسرده ام چون تنهام و میدانم که نباید تنها باشم. می دانم که باید مستقل باشم." البته اگر احساس تنهایی می کنید باید هم افسرده باشید و آنوقت است که به دنیال راه چاره می گردید. اما وقتی از این حس خجالت بکشید، سعی می کنید آنرا از بقیه پنهان کنید و کم کم تصور خواهید کرد که هیچکس نمی تواند نیاز شما به ارتباط را برآورده کند. نوازش های التیام بخش مردها معمولاً به من می گویند، "بااینکه می دانم همسرم واقعاً به من نیاز دارد یا احساس ترس می کند، اما نمی دانم چه باید بکنم. " به خاطر همین تنها فکری که به نظرشان می رسد این است که یک فنجان چای برای همسرشان می ریزند و بااینکه کار بسیار قشنگی است اما آن کاری نیست که باید انجام می دادند. اگر دستش را دور گردن او می انداخت و او را به سمت خودش می کشید مطمئناً بهتر می توانست به نیاز او برای برقراری ارتباط پاسخ دهد. مردها می گویند که نمی دانند در چنین موقعیت هایی چه بایدب کنند درحالیکه تسکین دادن را بلد هستند—اینکار را با فرزندانشان انجام می دهند وقتی که شب ها به آرامی آنها را در آغوش گرفته و در گوششان لالایی زمزمه می کنند. تفاوت آن در این است که آنها آسیب پذیری فرزندانشان را می بینند و به آن واکنش می دهند اما وقتی به همسرانشان نگاه می کنند فقط شخصی را می بینند که درمورد آنها قضاوت میکند. اما او هم آسیب پذیر است. لمس کردن یکی از راه های اصلی برقراری ارتباط با انسانی دیگر است. گرفتن دست همسرتان وقتی نگران است یا نوازش کردن شانه های او در وسط مشاجره می تواند فوراً اضطراب و ناراحتی او را از بین ببرد. دنیای مشاوره و روانشناسی در سالهای اخیر شدیداً به دنبال حفظ حریم ها بوده است. اما نظر من این است که یکی از مشکلات اصلی دقیقاً مخالف این است—همه ما از هم جدا شده ایم. وقتی دو عاشق را نگاه می کنید، همیشه در حال لمس کردنو نوازش کردن همدیگر هستند. دو نفر دیگر که می خواهند بعد از مشاجره دوباره به رابطه عاشقانه خود برگردند را هم اگر نگاه کنید، آنها هم مدام همدیگر را نوازش می کنند. این علامت ملموس از میل به برقراری رابطه است. سکس بی خطر یک باور نادرست درمورد عشق این است که اغلب تصور می کنند عشق یک تب سوزاننده است که باید فروکش کند. این واقعاً احمقانه است. من واقعاً هیچ دلیل علمی یا انسانی نمی بینم که چرا افراد نمی توانند در طولانی مدت از روابط خود لذت ببرند. افرادی که سکس بیرون از رابطه دارند، به این دلیل اینکار انجام می شود که زندگی جنسیشان با همسرانشان بسیار کسالت بار شده است. اینکار را می کنند چون تنها هستند، چون نمی توانند از نظر احساسی با طرف مقابلشان ارتباط بگیرند. بعد وقتی کس دیگری به آنها لبخند می زند و باعث می شود که احساس خاص بودن کنند و فکر کنند که برای کسی ارزش دارند، آنوقت خودشان را در موقعیت عجیبی می یابند که به یک نفر متعهد هستند اما به فرد دیگری پاسخ می دهند. عشق مثل همه چیزهای دیگر است: جزر و مد دارد. اما سکس اگر یک بعدی باشد و با احساسات مرتباط نشود همیشه کسالت بار خواهد شد. از طرف دیگر، اگر از نظر احساسی درگیر باشید، آنوقت سکس صدها بعد پیدا می کند و مثل عشق بسیار لذت بخش خواهد بود. من این نوع سکس ایمن و بی خطر را "سکس متقارن" می نامم که در آن آزادی احساسی و پاسخدهی، نوازشهای عاشقانه، و شهوت همه در کنار هم می آیند. وقتی طوج یک ارتباط احساسی مطمئن با هم داشته باشند، صمیمیت جسمی هم در پی آن به وجود خواهد آمد. این زوج ها می توانند با آزادی بیشتری نیازها و اولویت های خود را ابراز کنند و میل بیشتری هم به تجربه جنسی با هم خواهند داشت. عشق ماندگار وقتی توانسید دوباره با همسرتان ارتباط برقرار کنید و نیاز هر دو شما به وابستگی تامین شود، باید سعی کنید همیشه از نظر احساسی به هم پاسخ دهی داشته باشید. می توانید با کمک به همدیگر برای شناخت مسائل مربوط به وابستگی که در مشاجرات شما پدید می آید، اینکار را انجام دهید. مثلاً اگر همیشه از کوه نوردی های خطرناک دوست دخترتان عصبانی می شوید، با او صحبت کنید و بکویید که این عصبانیتتان به خاطر ترس از دست دادن اوست و ببینید که چطور او می تواند احتیاط های بیشتری انجام دهد. یا اگر با کوهی از کارها و مسئولیت های بچه داری تنها گذاشته می شوید، برنامه ریزی کنید که چطور شما و شوهرتان می توانید در کنار هم والدین بهتری باشید تا دیگر فکر نکنید که او شما را با مشکلات بچه ها تنها گذاشته است. همچنین باید لحظات خوب را در کنار هم جشن بگیرید. همیشه و همه جا، وقتی از خوب بیدار می شوید، وقتی خانه راترک می کنید، وقتی برمی گردید، یا وقتی می خواهید بخوابید، همدیگر را در آغوش بگیرید و ببوسید. این داستان ها هستند که زندگی های ما را شکل می دهند و داستان هایی که ما از زندگیمان می گوییم خودِ ما را شکل می دهند. یک داستان عشقی برای خودتان و همسرتان بسازید که بیانگر آینده رابطه شما مثلاً در 5 یا 10 سال آینده باشد. اینکار باعث می شود همیشه پیوند بینتان را مستحکم نگه دارید. آغوشتان را باز کنید چون وابستکی یک نیاز عمومی است، نگاه کردن به عشق از دیدگاه وابستگی می تواند به والدین برای شناخت مشکلات با فرزندانشان کمک کند. حالا که فهمیدید عشق چیست، دیگر باید بدانید که آنرا چطور حفظ کنید. این به خود ما بستگی دارد که از این دانش استفاده کرده و به مراقبت از همسر و خانواده مان بپردازیم. و با همدلی و شجاعتی که به ما یاد می دهد، می توانیم به دنبال راهی برای منتقل کردن آن به دنیا و انجام کاری مفید باشیم.
مطمئناً تا به حال این تجربه را داشته اید که در کلاس درس و یا یک جلسه و سمینار حوصله تان سر رفته باشد، آن وقت با خودکاری که در دست دارید بر روی کاغذ مقابلتان بی هدف نقاشی هایی را می کشید. ممکن است این خطوط درهم و مبهم، در نگاه اول چیز جالبی برای گفتن نداشته باشند ولی به اعتقاد بسیاری از روان شناسان این نوع نقاشی های ناخودآگاه نمایانگر درون و افکار ما هستند که به دور از محدودیت های ذهن آگاهمان پدید می آیند و اسرار ناگفته ای از شخصیت ما را به تصویر می کشند ؛ آرزوها ، امیال ، ترس ها و رؤیاهای نهفته ای که هیچ گاه نتوانسته ایم آنها را بر زبان بیاوریم.
بنا به گفته بسیاری از خط شناسان و روان شناسان، افراد در موقعیت های متفاوتی این نقاشی ها را می کِشند، به عنوان مثال وقتی با تلفن صحبت می کنند، یا به سخنرانی گوش می دهند و یا یادداشت بر می دارند و در هنگام کشیدن چنین نقاشی هایی به چیز دیگری می اندیشند و ابداً متوجه حرکت قلم بر روی کاغذ نیستند.
روان شناسان تجزیه و تحلیل های زیادی را بر روی این نقاشی ها انجام داده اند و معتقدند که همانند دست خط ها، این خطوط درهم و مبهم نیز از الگوی خاص و منحصر به فردی برخوردارند. ولی باید گفت که روان شناسیِ نقاشی های ناخودآگاه به اندازه ی دست خط افراد دارای قطعیت و اطمینان نیست و به عوامل بسیاری بستگی دارد که به اعتقاد اسپنسر، خط شناس معروف، همین امر سبب می شود تا ارزیابی صحیح آنها دشوارتر گردد. عواملی نظیر : شرایط محیط ، روحیات خود فرد ، شخصیت و میزان هوشیاری او در هنگام کشیدن این نقاشی ها.
اسپنسر می نویسد: "اگرچه اثبات درستی و صحت نقاشی های ناخودآگاه، سخت و دشوار است، لیکن این نقاشی های مبهم نمای جالب و ارزشمندی از افکار و شخصیت افراد را به دست می دهد".
پیشنهاد می کنیم اگر این بار شما نیز چنین نقاشی هایی را کشیدید، آنها را دور نیندازید. می توانید نقاشی هایتان را با نمونه های زیر مقایسه کنید و ببینید چه خصوصیات و روحیاتی دارید.
1- اشکال هندسی:
مثلث، مربع و اشکال هندسی دیگر، نماد ذهنی سازمان یافته است و نشان می دهد
که شما به گونه ای روشن و آشکارمی اندیشید و دارای مهارت های برنامه ریزی هستید.
در برنامه ها و طرح هایتان بسیار دقیق عمل می کنید و کفایت و کارآیی بالایی دارید.
2- اجرام فضایی:
ماه و خورشید و ستارگان و یا اجرام آسمانی دیگر نماد جاه طلبی و بلند پروازی است.
شما فرد خوشبینی هستید و این نیاز را در خود می بینید که تأیید شوید و یا مورد تشویق دیگران قرار گیرید.
3- اشکال درهم:
نشانه ی هیجان و تنش هستند و نشان می دهند که شما در تمرکز دچار اشکال می شوید
و همیشه چیزی هست که مزاحم تمرکزتان شود.
4- بازی ها:
بازی هایی نظیر نقطه بازی، دوز یا شطرنج، حس رقابت را در شما به تصویر می کشند
و شما دوست دارید همیشه در بازی ها پیروز باشید و اصلاً برای برنده شدن بازی می کنید.
5- چهره های خندان و زیبا:
کشیدن چنین تصویرهایی مؤید این است که شما به مردم و دیگران عشق می ورزید و همواره جنبه های مثبت افراد و شرایط
را می بینید. فرد خوشبینی هستید و با دیگران دوستانه برخورد می کنید و علاقه مند به فعالیت های اجتماعی هستید. خصوصیاتی نظیر انسانیت، نیک سرشتی، دلسوزی و همدردی در شما وجود دارد. نسبت به دوستانتان حساس هستید.
6- چهره های درهم و زشت:
نشانه ی حس سوءظن و بدگمانی در وجود شماست، سعی می کنید رفتاری تلخ و طعنه زننده داشته باشید،
با مردم میانه ی خوبی ندارید و در واقع پرخاشگر و طغیانگر هستید، اعتماد به نفس کافی ندارید
و در کارهای گروهی همکاری نمی کنید. تندخو هستید و همیشه احساس رنجش و محرومیت می کنید.
7- فلش ها و نردبان:
نمادی از جاه طلبی در شماست. میل زیادی به تأیید و اثبات خود دارید، در تصمیمات،
یکدنده و سمج عمل می کنید و همیشه سعی در تصدیق توانایی ها و استعدادهایتان دارید.
8- خانه و کلبه ها:
به دنبال خانه و خانواده ای هستید و نیاز به داشتن خانواده را در خود حس می کنید. میل دارید در خانواده تان سرمایه گذاری کنید، در جست و جوی سرپناه روحی و معنوی هستید، در جست و جوی خود گمشده تان. احساس ناامنی دارید.
9- نت های موسیقی:
عاشق آهنگسازی و موسیقی هستید.
10- اشکال تکراری و دنباله دار:
نماد صبر و استقامت در شماست، در رفتارهایتان پایبند شیوه و اسلوب هستید و در تمرکز توانمندید.
قادرید کارهایتان را به راحتی سازماندهی کنید و با هر چیزی کنار بیایید.
11- گل و گلدان گیاه و درخت:
شما فردی احساساتی هستید و دوست دارید همیشه در رؤیاهایتان بمانید، روحیه ی مهربانی دارید
و با دوستانتان دوستانه رفتار می کنید، فردی اجتماعی هستید.
12- حیوانات:
شما به حیوانات علاقه دارید و به حمایت از دیگران مشتاقید، حساس و ملاحظه کار هستید
و نیاز به آرامش فکر دارید، احساس می کنید که می توانید از دیگران حمایت کنید.
13- قلب:
فرد احساساتی هستید. کسی را دوست دارید و رؤیایی هستید. آرزو دارید به شخص خاصی تعلق داشته باشید.
14- آجرها و کتاب هایی که روی هم قرار گرفته اند:
زیر فشار و استرس زیادی قرار دارید و احساس می کنید که با کوچک ترین لرزشی نابود می شوید و فرو می ریزید.
15- غذا و میوه:
خوردن را دوست دارید و احتمالا در رژیم به سر می برید.
16- خطوط متقاطع:
احساس خفگی و اختناق دارید و نیاز به فرار و آزادی را در خود حس می کنید. این سدی است
که میان خود و دیگران قرار داده اید و از بروز احساساتتان گریزانید، سعی می کنید عواطفتان را پنهان نمایید
تا فرد مناسبی پیدا شود که شایستگی احساس شما را داشته باشد.
17-چاقو، اسحله و شمشیر:
نشانی از خشونت و عصبانیت در شماست و حتی گاهی تمایلات روانی، حس رقابت و نیاز
به اثبات مردانگی در شما را نشان می دهد.
18- پله ها:
نمادی از جاه طلبی است و نشان می دهد که شما میل به صعود و پیشرفت دارید.
وقتی سارا دخترک هشت ساله ای بود، شنید که پدر ومادرش درباره برادر کوچکترش صحبت می کنند. فهمید برادرش سخت بیمار است و آنها پولی برای مداوای او ندارند. پدر به تازگی کارش را از دست داده بود و نمی توانست هزینه جراحی پرخرج برادر را بپردازد. سارا شنید که پدر آهسته به مادر گفت: فقط معجزه می تواند پسرمان را نجات دهد.
سارا با ناراحتی به اتاق خوابش رفت و از زیر تخت، قلک کوچکش را درآورد. قلک را شکست، سکه ها را روی تخت ریخت و آنها را شمرد، فقط 5 دلار.
بعد آهسته از در عقبی خانه خارج شد و چند کوچه بالاتر به داروخانه رفت. جلوی پیشخوان انتظار کشید تا داروساز به او توجه کند ولی داروساز سرش شلوغ تر از آن بود که متوجه بچه ای هشت ساله شود. دخترک پاهایش را به هم می زد و سرفه می کرد، ولی داروساز توجهی نمی کرد، بالاخره حوصله سارا سر رفت و سکه ها را محکم روی شیشه پیشخوان ریخت.


داروساز جا خورد، رو به دخترک کرد و گفت: چه می خواهی؟
دخترک جواب داد: برادرم خیلی مریض است، می خواهم معجزه بخرم.
داروساز با تعجب پرسید: ببخشید؟!!

دختـرک توضیح داد: برادر کوچک من، داخل سـرش چیزی رفته و بابایم می گویـد که فقط معجـزه می تواند او را نجات دهد، من هم می خواهم معجزه بخرم، قیمتش چقدر است؟
داروساز گفت: متاسفم دخترجان، ولی ما اینجا معجزه نمی فروشیم.
چشمان دخترک پر از اشک شد و گفت: شما را به خدا، او خیلی مریض است، بابایم پول ندارد تا معجزه بخرد این هم تمام پول من است، من کجا می توانم معجزه بخرم؟
مردی که گوشه ایستاده بود و لباس تمیز و مرتبی داشت، از دخترک پرسید: چقدر پول داری؟
دخترک پول ها را کف دستش ریخت و به مرد نشان داد. مرد لبخنـدی زد و گفت: آه چه جالب، فکـر می کنم این پول برای خرید معجزه برادرت کافی باشد!
بعد به آرامی دست او را گرفت و گفت: من می خواهم برادر و والدینت را ببینم، فکر می کنم معجزه برادرت پیش من باشد.
آن مرد ، دکتر آرمسترانگ فوق تخصص مغز و اعصاب در شیکاگو بود.
فردای آن روز عمل جراحی روی مغز پسرک با موفقیت انجام شد و او از مرگ نجات یافت.
پس از جراحی، پدر نزد دکتـر رفت و گفت: از شما متشکـرم، نجات پسرم یک معجـزه واقعـی بود، می خواهم بدانم بابت هزینه عمل جراحی چقدر باید پرداخت کنم؟

دکتر لبخندی زد و گفت: فقط 5 دلار
پژوهشگران می گویند که با نگاهی به چهره افراد می توان دریافت که نسبت به رابطه با جنس مخالف خود چه طرز فکر و رفتاری دارند.
پژوهشگران دانشگاههای ابردین و سنت اندروز در اسکاتلند و دورهام در انگلستان در تحقیق مشترکی که انجام داده اند به این نتیجه رسیده اند که مردها عموما زنهایی را ترجیح می دهند که از برقراری رابطه جنسی کوتاه مدت رویگردان نیستند. در حالی که زنها مردانی را ترجیح می دهند که بتوانند با آنها رابطه ای طولانی برقرارکنند.
در این پژوهش که گزارش آن در ژورنال "تکامل و رفتار انسانی" منتشر شده، چهره ۷۰۰ نفر که بین ۲۰ تا ۲۹ سال سن داشته اند بررسی شده است.
محققان می گویند که افراد می توانند با در نظر گرفتن بعضی ویژگیهای ظاهری و با توجه به نوع رابطه ای که ترجیح می دهند داشته باشند، شریک زندگی شان را آگاهانه تر انتخاب کنند.
در این پژوهش به داوطلبان شرکت کننده در تحقیق، تصاویری از چهره های زنان و مردانی از گروه سنی یاد شده نشان داده شد و بعد آنها می بایست عکس فردی را انتخاب کنند که به اعتقاد آنها از رابطه ای کوتاه مدت استقبال می کند.
همچنین از شرکت کنندگان خواسته می شد از میان عکسها، عکس جذابترین فرد را برای رابطه ای کوتاه یا طولانی انتخاب کنند و بگویند که کدام چهره از نظر آنها زنانه تر یا مردانه تر و در مجموع جذابتر است.
داوریهای غریزی
پژوهشگران که عقاید واقعی صاحبان تصاویر را نسبت به روابط عاشقانه، پیشاپیش از طریق پرسشنامه بدست آورده بودند، در مرحله بعد، نظرات شرکت کنندگان را با آنچه در پرسشنامه ها نوشته شده بود مقایسه کردند. این مقایسه آنها را متقاعد کرد که حدس و گمان بسیاری از شرکت کنندگان درست بوده و حس غریزی آنها به آنها راست گفته است.
زنهایی که با ایجاد رابطه کوتاه مدت مشکلی نداشته اند، معمولا از نظر شرکت کنندگان جذاب بوده اند.
بر اساس قضاوت شرکت کنندگان در این تحقیق، مردانی که روابط کوتاه مدت را ترجیح می دهند اغلب کسانی هستند با ظاهری مردانه، چانه برآمده، بینی درشت و چشمهای ریز.
دکتر لیندا بوتروید، استاد دانشکده روانشناسی در دانشگاه دورهام به بی بی سی گفته است: "این مطالعه نشان می دهد که ما می توانیم در روابط مان با دیگران از قضاوتهای غریزی خود استفاده کنیم. این قضاوتها همیشه درست نیستند اما راهنمای مفیدی هستند."
دکتر بوتروید یادآور شده که برداشت اولیه آدمها نسبت به هم بر اساس ویژگیهای ظاهری شان، تا حدی در ارزیابی آنها از فردی که می خواهند با او رابطه عاشقانه داشته باشند و یا فردی که او را به چشم رقیب عشقی خود می نگرند، تاثیرگذار است
دکتر بن جونز، استاد دانشگاه ابردین که ازمحققان این پژوهش بوده است می گوید: "بسیاری از مطالعات پیشین نشان داده است که بخش عمده ای از قضاوتهای مردم نسبت به دیگران، از قضاوت راجع به سلامت افراد گرفته تا میزان برونگرایی و درونگرایی آنها، بر اساس چهره انجام می شود.
اما این اولین مطالعه ای است که نشان می دهد مردم در نوع رابطه عاشقانه ای که خوشایند آنها باشد، نسبت به ویژگیهای چهره فرد مورد نظرشان حساسند."
بر اساس یافته های این تحقیق، زنها از مردانی که در روابط جنسی بی بند و بارند رویگردان هستند و این نوع مردها را نه برای رابطه ای موقت و نه رابطه ای بلند مدت، جذاب نمیدانند.

چه عواملی در رنگ مو ، پوست و چشم نوزاد اثر دارد؟
خلاصه : بسیاری از صفات جسمی و روحی کودک وراثتی می باشد اما استفاده بعضی از میوه ها ، سبزی ها و غذاها می تواند در بعضی از صفات کودک اثر گذارد .
متن کل خبر : بسیاری از صفات جسمی و روحی کودک وراثتی می باشد اما استفاده بعضی از میوه ها ، سبزی ها و غذاها می تواند در بعضی از صفات کودک اثر گذارد .
رنگ پوست نوزاد ، بهترین معرف کبد و غدد داخلی مادر است .
بنابراین برای این که فرزندانتان رنگ و روی خوبی داشته باشد و کبدش هم سلامت باشد در هنگام آبستنی به سراغ دوستان کبد بروید بهترین دوست کبد، روغن زیتون است .
غیر از روغن زیتون ، روغن ماهی ، کره ، روغنهای نباتی ، خیار ، کاهو ، کاسنی ، هویج، زرشک ، عناب و نعنای دم کرده برای خوش آب و رنگ شدن نوزاد فوق العاده موثر است .
خوردن میوه و سبزی هایی که ویتامین ث دارند در رنگ طفل موثر است و آنان را زیبا می کند .
رنگ خفه و تیره
خوردن غذاهای مانده و فاسد ، مخصوصا گوشتی که تولید مسمومیت می نماید ، رنگ نوزاد را تیره و مایل به زرد می کند .
پر خوری و علاقه به خوردن غذاهای یکنواخت رنگ کودک را تیره و خفه و مایل به زردی می نماید .
استنشاق دود زغال ، سیگار کشیدن و حتی در اتاقهای پر جمعیت نیز در تیرگی رنگ نوزاد دخالت دارد .
رنگ مو
1)برای آن که نوزاد موی مشکی داشته باشد :
برای مشکی شدن موی سر نوزاد ویتامین د لازم است .
بنابراین استفاده از حرارت آفتاب در حد متعادل و خوراکی های که ویتامین های آن را دارند می تواند در مشکی شدن موی اثر بگذارد و نیز استفاده از غذاهایی که دارای مواد گوگردی هستند .
خوشبختانه گوگرد در اغلب غذاها مخصوصا پیاز ، سفیده تخم مرغ ، کلم ، خیار ، ترب به مقدار کافی موجود است ، افراط در خوردن شنبلیله نیز مو را مشکی می کند .
1) برای خرمایی شدن موی نوزاد :
وقتی مادر ویتامین به قدر زیاد داشته باشد و از ویتامین آ به مقدار زیاد استفاده کند موی نوزادش خرمایی می شود .
خوردن روغن ماهی هنگام حاملگی به این موضوع کمک می کند .
3)برای این که نوزاد سرخ مو شود :

وقتی آفتاب به سر و بدن مادر نرسد و مصرف ویتامین ها علی الخصوص ویتامین د کم باشد موی نوزاد سرخ خواهد شد پوست این اطفال چربی کمتری دارد .
2) بور شدن موی سر نوزاد :
وقتی به علل زیر ویتامین د به جنین نرسد موی او بور می شود
- مادر زیاد استحمام نماید
- مادر به قدر کافی از نور آفتاب استفاده نکند
- نطفه کمی علیل بوده یا متعلق به یک مرد الکلی باشد و یا آمیزش به هنگام مستی پدر باشد و یا مادر الکلی باشد .
- نطفه متعلق به یک مرد پیر بوده یا اساسا نیروی جنسی کافی نباشد .
یکی از لباسهای ضروری خانمهای ایرانی مانتو است. نکات بسیار مهمی در انتخاب مانتو وجود دارد که بستگی به اندازه قد و ترکیب اندامی شما دارد، که با رعایت این اصول میتوانید بهترین مانتو را انتخاب کنید
یکی از لباسهای ضروری خانمهای ایرانی مانتو است. نکات بسیار مهمی در انتخاب مانتو وجود دارد که بستگی به اندازه قد و ترکیب اندامی شما دارد، که با رعایت این اصول میتوانید بهترین مانتو را انتخاب کنید تا ظاهرتان متناسب دیده شد. من در اینجا مهمترین این نکات را با توجه به اندام متفاوت برای شما شرح خواهم داد:
خانمهای قد بلند:
لباسی که از بالا تا پایین تکرنگ باشد به دلیل اینکه خطی یکدست ایجاد میکند، شما را بلندتر نشان خواهد داد. انتخاب رنگی متفاوت برای مانتو و شلوارتان، باعث میشود که قد شما به چند قسمت مختلف تقسیم و تفکیک بشود و در نتیجه کوتاهتر و متناسبتر دیده بشوید. پس به خاطر داشته باشید هرگز مانتو و شلوار یک رنگ نپوشید و سعی کنید مانتو و شلوار و حتی کفشتان در چند رنگ متفاوت اما در یکهارمونی انتخاب شود. مانتوهای خیلی کوتاه نیز پاها را بلندتر از آنچه هست نشان میدهد پس از پوشیدن چنین مدلهایی خودداری کنید. هر مانتوی که خیلی گشاد و باد کرده باشد شما را بزرگتر از آنچه که هستید نشان میدهد. مانتوهای زنانه کمردار تنگ شما را خوش اندام و زیبا نشان میدهد. مانتوی که به انحناها و برجستگیهای بدن تاکید بیشتری بکند، توجه را از قد بلند دور میکند و اندام شما را متناسبتر نشان میدهد.
خانمهای ریزه اندام و کوتاه قد:
مانتوهای سادهای که تنگ و قالب تن هستند، انتخاب کنید. از پوشیدن مانتوهایی با دامنهای خیلی گشاد و کلوش خودداری کنید. مانتو، بارانی یا پالتویی انتخاب کنید که سایز کوچک و اندازه شما باشد. اگر در انتخاب سایز خود دقت نکنید، مجبورید شانههای بزرگ و آستینهای بلند مانتویتان را به خیاط بسپرید تا آن را اصلاح کند. مانتوهای خیلی بلند موجب میشود که کوتاهتر دیده شوید. یک مدل کوتاه تا روی زانو برای شما بسیار مناسب است. مانتویی که راههای عمودی باریکی دارد، باعث ایجاد خطوط عمودی بیشتری روی لباس میشود و درنتیجه شما را بلندتر نشان میدهد، همچنین این مانتوها رسمی و کلاسیک است. دقت کنید که دامن مانتوی شما تا روی زانو باشد که به بلندتر دیده شدن شما کمک میکند. از پوشیدن هر مانتویی که جعبه مانند یا خیلی گشاد باشد(که شما را چاق و تپل نشان میدهد) یا مدلهای چروک خودداری کنید.
خانمهای چاق و درشت اندام:
سایز را فراموش کنید و به دوخت مانتو توجه کنید. هیچ کس نمی داند شما دقیقا چه سایز مانتویی باید بپوشید، بنابراین تلاش کنید تا خود را در لباسی خیلی تنگ، در لباسی که کاملا متناسب اندام شما نیست، در فشار قرار ندهید. درعوض مانتوهایی را انتخاب کنید که اندازه شما دوخته شده باشد و دوختش مناسب اندام شما باشد. مانتوهای کشی و استرچ و کمرهای کشی معمولا برای زنان درشت اندام مناسب نیست. سعی کنید خطوط افقی در مانتویتان نباشد، راه راه پارچهها، نوارها و خطوط افقی شما را چاقتر و عریضتر نشان میدهد. مانتوهایی را بپوشید که خطوط و راههای عمودی دارند یا اصلا راه و خطی ندارند. از پوشیدن مانتوهایی که جیبهای بغل از رو دارد، خودداری کنید مانتوهای خیلی کوتاه انتخاب نکنید و به دنبال مدلهایی باشید که شکافهای پهلو و جانبی دارند، زیرا این مدلها علاوه بر افزایش شیکی و مد بودن، به راحتی شما در هنگام حرکت کمک میکنند. مانتوهایی با دامنهای کلوش یاA شکل بپوشید.
خانمهایی با شکم بزرگ:
از پوشیدن مانتوهای کمردار جدا خودداری کنید. کمر باعث ایجاد جمعشدگی و چین در قسمت شکم میشود و دور شکم را بزرگتر از آنچه که هست، نشان میدهد. البته مانتوهای مدلWrap (مدلی که یک طرف لباس روی طرف دیگر پیچیده میشود) را میتوانید بپوشید. این مدل بالاتنه باعث میشود که سینه شما به دو قسمت تفکیک بشود و کمر مشخصتری ایجاد کند، در نتیجه شکم شما کوچکتر به نظر میرسد. به دنبال مانتوهای قالب تن راسته باشید که یک فرم یکدست مستقیم از شانه تا پایین پای شما ایجاد میکند. به طور کلی جیب، پلیسه و چین در ناحیه پشت، جلو و پهلوی شکم باعث میشود که به قسمت میانی بدن شما بیشتر توجه بشود و شکم شما بزرگتر به نظر برسد.
خانمهایی با سینه بزرگ:
مانتوهایی با بالاتنه گشاد بپوشید تا سینههایتان را کوچکتر نشان بدهید.روسریهای رنگی زیبا و فریبنده و جذاب یا کفشهای زیبا، افراد بیشتر به آنها نگاه میکنند تا سینههای بزرگ شما. مانتوهایی با بالاتنه ساده و گشاد استفاده کنید. مانتوهای تنگ، در اطراف سینه کشیده میشود و موجب میشود تا افراد به این ناحیه نگاه کنند. مانتوهایی که در دو طرف دگمه دارند، سینههای شما را بزرگتر نشان خواهد داد. از لوازم جانبی استفاده کنید که توجه را از سینههای شما دور میکند. با استفاده از جیب باعث جلب توجه به سینههای شما میشود. مانتوهای پلیسه دار و چین دار، تنها باعث میشود که شکل سینه شما بزرگتر نشان داده شود مانتوهایی با دامن چین دار یا پلیسه دار، توجه را از سینههای شما دور میکند و شما متناسب دیده خواهدی شد.
خانمهایی با سینه کوچک:
مانتوهای طرح دار بپوشید. زنانی که سینههای کوچکی دارند، معمولا اندام گلابی شکلی دارند، در این صورت نیمه پایین بدن آنها از نیم تنه بالایی آنها بزرگتر و سنگینتر است. برای ایجاد تعادل، مانتوهای طرح دار و رنگ روشن با شلوارهای تکرنگ و ساده بپوشید. اما طرحهای خیلی بزرگ را برای مانتوی خود انتخاب نکنید. درعوض مانتوهایی که طرحهای متوسطی دارد و نه خیلی کوچک و نه خیلی بزرگ است، انتخاب کنید. مانتوهایی بپوشید که در قسمت سینه خود تزئینات دارد. هرچیزی در ناحیه سینه موجب میشود که سینههای شما بزرگتر به نظر برسد. مدلهایی که درست زیر سینه جمع میشود، خودبه خود سینه را بزرگتر نشان میدهد. پارچههای بافت دار یا براق در قسمت سینه نیز همین تاثیر را دارد. دگمه، تزئینات ، قلابدوزی و گلدوزی روش بسیار خوبی برای افزایش اندازه سینه شما است. پس از مانتوهایی که تزئینات زیادی در بالاتنه آن به کار گرفته شده است انتخاب کنید
زن نمی دانست که چه بکند؛ خلق و خوی شوهرش از این رو به آن رو شده بود قبل از این می گفت و می خندید، داخل خانه با بچه ها خوش و بش می کرد اما چه اتفاقی افتاده بود که چند ماهی با کوچکترین مسئله عصبانی می شود و سر دیگران داد و فریاد می کند؟ آن مرد مهربان و بذله گو الآن به آدمی ترسناک و عصبی مزاج تبدیل شده است. زن هر چه که به ذهنش می رسید و هر راهی را که می دانست رفت اما دریغ از اینکه چیزی عوض شود. روزی به ذهنش رسید به نزد راهبی که در کوهستان زندگی می کند برود تا معجونی بگیرد و به خورد شوهرش دهد، شاید چاره ای شود ! از اینرو بود که زن راه سخت و دشوار کوهستان را پیش گرفت و بعد از ساعتها عبور از مسیرهای سخت، خود را به کلبه ی راهب رساند، قصه ی خودش را به او گفت و در انتظار نشست که ببیند چه معجونی را برایش می سازد …
راهب نگاهی به زن کرد و گفت : چاره ی کار تو در یک تار مو از سبیل ببر کوهستان است !!! … ببر کوهستان ؟! … آن حیوان وحشی؟ !! راهب در پاسخ گفت بله هر وقت تار مویی از سبیل ببر کوهستان را آوردی چیزی برایت می سازم که شوهرت را درمان کند. و زن در حالتی از امید و یاس به خانه برگشت. نیمه شب از خواب برخاست. غذایی را که آماده کرده بود، برداشت و روانه ی کوهستان شد آن شب خود را به نزدیکی غاری رساند که ببر در آن زندگی می کرد از شدت ترس بدنش می لرزید اما مقاومت کرد. آن شب ببر بیرون نیامد. چندین شب دیگر این عمل را تکرار کرد هر شب چند گام به غار نزدیکتر می شد تا آنکه یک شب ببر وحشی کوهستان غرش کنان از غار بیرون آمد اما فقط ایستاد و به اطراف نگاهی کرد.
باز هم زن شبهای متوالی رفت و رفت … هر شبی که می گذشت آن ببر و زن چند گام به هم نزدیکتر می شدند. این مسئله چهار ماه طول کشید تا اینکه در یکی از آن شبها، ببر که دیگر خیلی نزدیک شده بود و بوی غذا به مشامش می خورد، آرام آرام نزدیکتر شد و شروع به غذا خوردن کرد … زن خیلی خوشحال شد. چندین ماه دیگر اینگونه گذشت. طوری شده بود که ببر بر سر راه می ایستاد و منتظر آن زن می ماند زن نیز هر گاه به ببر می رسید در حالی که سر او را نوازش می کرد به ملایمت به او غذا می داد، هیچ سرزنش و ملامتی در کار نبود هیچ عیب جویی، ترس و وحشتی در میان نبود و هر شب آن زن با طی راه سخت و دشوار کوهستان برای ببر غذا می برد و در حالی که سر او را در دامن خود می گذاشت، دست نوازش بر مویش می کشید چند ماه دیگر نیز اینگونه گذشت تا آنکه شبی زن به ملایمت تار مویی از سبیل ببر کند و روانه ی خانه اش شد …
صبح که شد، شادمان به کوهستان نزد آن راهب رفت تار موی سبیل ببر را مقابل او گذاشت و در انتظار نشست. فکر می کنید آن راهب چه کرد ؟ نگاهی به اطرافش کرد و آن تار مو را به داخل آتشی انداخت که در کنارش شعله ور بود !! زن، هاج و واج نگاهی کرد در حالی که چشمانش داشت از حدقه بیرون می زد ماند که چه بگوید !! راهب با خونسردی رو به زن کرد و گفت : ” مرد تو از آن ببر کوهستان، بدتر نیست، توئی که توانستی با صبر و حوصله، عشق و محبت خودت را نثار حیوان کوهستان کنی و آن ببر را رام خودت سازی، در وجود تو نیرویی است که گواهی می دهد توان مهار خشم شوهرت را نیز داری، پس محبت و عشق را به او ببخش و با حوصله و مدارا خشم و عصبانیت را از او دور ساز …









